تبليغاتX
خـــــاطرات یک دخـتر مغــــــــــرور

همـــــــــه خاطرات یک دختــــــر مغــــرور...

پست سالگرد!

دیگه به یقین مطمئنم آخرین پستیه که اینجا می نویسم!
این اطمینان رو حذف آرشیوم بهم داد!
یه بک آپ گرفتم و حذفش کردم!

بلاگفا سرور نامردیه!
چندوقتی حسابی تحقیق کردم و به این نتیجه رسیدم!
دارم میرم یه سرور دیگه که فارسیه و احتمالا اونم نامرده،اما خب واسه یه چند ماهی تنوع بد نیس!
--------------------------------------------------------------------
این وبلاگم رو اردیبهشت 87 بود ساختم!اما هیچی توش نبود!
فقط ساختم!
روزی که کنکورم رو دادم،اولین پستم رو که یه روزنوشت بود نوشتم!
اولین کسانی هم که باهاشون آشنا شدم،زهرا،الهام،تک سوار ،شاتوت بودن!
با اینکه قبل از این وبلاگ،دو سال وبلاگ می نوشتم،اما این از همه تجربه قشنگ تری بود....
جز توی اون وبلاگهایی که خودم خوشم میومد،نظر نمی دادم برای اولین بار!
هر وقت دلم می گرفت،هر وقت حس می کردم  یه عالمه حرف دارم واسه گفتن،هر وقت حس می کردم باید حرف الانم رو بنویسم تا شاید یه روزی یادم بمونن و ازشون درس بگیرم،اینجا نوشتم....
و چقدر خوب بود که راهنمائی می شدم خیلی وقتها....
اینم بگم الان که از کامنتهایی که فقط تاییدم می کردن و الکی میگفتن خوب کردی،(الکی؛نه اینکه واقعا عقیده شون باشه) خیلی بدم میومد!
از وب الهام بود که با وب خاطرات یک مغ آشنا شدم و ...
من خیلی چیزها رو مدیونش هستم!
مدیون "مغبچه"!!!!
توی یه سال و چند ماه،به اندازه شاید چند سال بزرگ شدم و توی زندگیم جلو افتادم!!!!
البته برای این بزرگ شدن و تجربه ها،خب بهای زیادی هم پرداختیم.
هزار و یک خاطره تلخ و شیرین!
اینجا کلییییییییی دوست پیدا کردم که با بعضیهاشون واقعی هم شدیم.....
الهام،سمیه،مرجان،زهرا،محمد،فرزاد،افسون،نگیییین،نارنیا،...
خیلی خوب بود...خیلی....
روزهایی که با کلی احساس شادی و می نوشتم یا روزهایی که تند و تند تایپ می کردم تا بلکه نوشتن سبکم کنه تا دیگه اشک نریزم....
50 تا پست با کلی کامنت و حسهای مختلف!
کل کامنت خصوصیهام توی این یه سال،رسید به 325 تا!
با موضوعای مختلف!
یکی سر کاری،
یکی عاشقانه،
یکی از روی بیکاری!!!!!!!!!!!
یکی آدرس وب جدید،
یکی نصیحت،
یکی فحش!!
و ....

کاش قبل از پاک کردن آرشیوم،چند تاشون رو برای خنده میذاشتم!

بگذریم!

خب،
بهترین اسباب بازی من خودکار بود!
من جایزه شارژ ایرانسل گذاشته بودم هاااااااااااااااااااااا!!!!!
از اونجایی که مطمئنم 90% ایرانسلی ها،خصوصا اونایی که با جنس مخالف رابطه دارن،این جایزه براشون مثل آب حیات لذتبخشه،
اینو گذاشته بودم که همه باختیییییییییییییین!!!
خودکار تنها چیریه که من حتی همین الانم هم هرچند تا داشته باشم،بازم دنبالشم و وسیله ای که خیلی خوشم میاد ازش!
بارها شده از شوق خرید یه خودکار جدید،بی وقفه نشستم و 6 ساعت درس خوندم!:دی
البته این خودکارهای نفیس نه ها،اونها رو معمولا نگه میدارم واسه بعد!:دی

-------------------------------------------------------------
دوست داشتم یه کم از بچه ها بنویسم،اما دیدم این کار چون خیلی مد شده،به دلم نمی شینه!
تازه نظر من،ممکنه یکی رو ناراحت کنه یا بهش بر بخوره...
واسه همین گفتم نظرم میمونه واسه خودم و کسی که ازم نظر بخواد....!
-----
من اینجا هیچوقت نخواستم کسی رو نارحت کنم یا خدایی نکرده دلش رو بشکونم؛
چون از کسی کینه ای نداشتم و ندارم.

اگر کسی رو ناراحت کردم و ازم دلخوره،معذرت میخوام....
امیدوارم منو ببخشه....
--------------------------------------------------------------

آها،یه چیز دیگه اینکه،
این چند تا ادامه مطلب آخر که رمز داشت ،مخاطب خاص داشت و "هیچکسی" پسوردش رو نداشت!
این به خاطر اینکه سوءتفاهمی که ایجاد شده بود!

دیگه نمیدونم چی بگم!
علت این ندونستن هم اینه که هی رفتم و هی اومدم!
حالا که میخوام اسباب کشی کنم و واقعا از اینجا برم،نمی دونم چی بگم!:دی

اینجا رو حذف نمی کنم.
برنمیگردم دوباره،
اما میخوام این آدرس واسه خودم بمونه!
چند وقت دیگه شاید اون عکس ارور 404 رو گذاشتم!

پ.ن:قرار بود یه جور دیگه باشه .... !!!
پ.ن:التماس دعا ...
پ.ن:الهی شکرت......
پ.ن:به جز دوستهای خودم،اگر کسی ادرس خواست،توی خصوصی بگه تا براش بفرستم.
پ.ن:به قول عزیزی :"تمــــــــــام" ...

+ تاريخ یکشنبه پانزدهم آذر 1388ساعت 19:3 نويسنده proudgirl |